دنیا بدهکارست تا دنیاست

بي‌شك به هر جا مانده از فردا

بعد از غروبي  بی تو پژمردن

عمري دوباره با تو بودن را


دیروزها
مان  بی تو خونين‌دل

امروزهامان  بی تو جان بر لب

خورشیدی و دیروز و امروزم

بی تو برایم دیشب و امشب


طومار تنهایی و غم هستند

هر شب به‌هم پیچیدۀ دردند

این کوچه‌های بی تو سرگردان

تا صبح دنبال تو می‌گردند


 دلخوش به ماهم در شب شبهه

دلخوش به ماهم در شب تردید

ماهت غریب افتاده در برکه

کی می‌رسد صبحی که برگردید؟